خیلی روزا شده دلم گرفته وبهونه گیر شدم

خیلی روزا شده از همه چی خسته شدمو دوست داشتم همه چی تموم شه

خیلی وقتا شده از خودمو وزندگیمون بدم اومده وحتی بعضی وقتا حالم ازش بهم خورده

نمیدونم چرا ولی تو این بعضی وقتا دلم خواسته بهترینا برامنم باشه

 توی این وقتا یه تلنگر کوچیک منو به خودم آورده،

انقده بی تابی وبیقراری من واسه ی هر مسئله کوچیکی خیلی بچگونه بوده.

وقتایی که غرغرو وبهونه گیر میشدم همه چی حتی خدا رو هم یادم میرف

ولی خدا قربونش  بشم باصبر وحوصله همه حرفامو گوش میکرد

همه ی حرفایی که حتی خیلی وقتا مامان وبابام به یه خطشم گوش نمیدادن

ولی خدا از اول تا آخرشو گوش میکرد

وقتی که حرفام تموم میشد، خدا موهامو از توصورتم کنار میزدو باهام حرف میزد

مث خودم حرف می زد،به زبون خودم  ومن میتونستم بفهمم خدا چی میگه،

هردفه که من بی تاب میشدم خدا برام یه مثال جدید میزدو پرده از راز یه معما بر میداش

یه دفه هم قصه ی تولد خودمو برام گف،

اینکه چی بودم وچی شدم

اصن من تابحال به همچین چیزی فک نکرده بودم

ولی وقتی مسیر زندگی خودمو دیدم

ازین همه بچگیم بدم اومدو پشیمون شدم

خدای من،خدای مهربون ما،چقد قشنگ همه چی رو کنار هم گذاشته بود ومن بهش توجه نکرده بودم

وقتی به این مسیر نگاه میکنم ،دلم روشن میشه که خـــــــــــــــــــدا رو کنار خودم دارم،

خدای بزرگی که منو از هیچی آفریده الانم میتونه هوامو داشته باشه

میتونه دستمو بگیره وتنهام نذاره ،پس دلیل انقده بی تابی من چیه؟؟؟

یادمون باشه همیشه "خــــــــــــــــــدا " هست....

بیا با هم ببینیم چی بودیم وچی شدیم...

 

 40 روز بعد.

هفته هشتم. جنین به سرعت در کیسه رحمی رشد می کند.

 

 هفته شانزدهم. جنین از دست هایش برای شناخت محیط پیرامونش استفاده می کند.

 

شبکه ای از رگ های خونی را مشاهده می کنید. در واقع بدن در حال ساخت استخوان است و این رگ ها تغذیه کننده استخوان بدن خواهند بود.

 

وقتی روزگار خیلی بهت فشار آورد ودیدی دنیا  برات تنگ شده واحساس خفگی مینی به یاد بیار یه روزی تو تنگی این دنیای کوچیکو تحمل کردی تا بعد نه ماه پا به این دنیای بزرگ بذاری

یادت باشه بازم دنیای بزرگتری هس ولی برای رفتن بهش توباید کامل بشی،همیشه یادت باشه سرانجام زندگی یه جنین ناقص فناست...

تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو میتونی پس دووم بیار.......

خدا با ماست.............

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 2:37 | نویسنده : غزال |

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

از شیخ ِ بهایی پرسیدند : خیلے سخت می گذرد ، چـه باید کرد ؟

شیخ گفت: خودت که می گویی ، سخت مےگذرد ، سخت کــه نمی ماند!

پس خـــدا را شکــر کــه می گذرد و نمی ماند ...

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

... به حباب نگران لب یک رود قسم ،


و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،

غصه هم میگذرد ،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند .

لحظه ها عریانند ،

به تن لحظه ی خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز ...

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 1:35 | نویسنده : غزال |

گاهی دلم راپرت می کنم آن طرف دیوار

آن طرف حیاط خانه خداست

به امید آنکه شاید در آن باز شود

وآنوقت هی در می ز نم ، در می زنم ، در می زنم

ومی گویم

دلم افتاده توی حیاط شما می شود دلم را پس بدهید

آنقدردلم راپرت می کنم تا دیگر دلم راپس ندهد

تا آن در را باز کنند و بگویند

بیا خودت دلت را بردارو برو

آنوقت داخل می شوم و دیگر برنمی گردم

من این بازی را ادامه می دهم



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 | 3:22 | نویسنده : غزال |
زندگی شستن یک بشقاب است.
زندگی یافتن سکه ده‌شاهی در جوی خیابان است
زندگی «مجذور» آینه است
زندگی گل به «توان» ابدیت؛
زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما؛
زندگی «هندسه» ساده و یکسان نفس‌هاست.
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ؛
پرشی دارد اندازه عشق..
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن
من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین
رایگان می بخشد نارون شاخه ی خود را به کلاغ
هر کجا برگی هست شور من می شکفد
مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت ... 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود

.نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
من دلم می خواهد:


              قدر این خاطره را دریابیم......

 



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 | 1:53 | نویسنده : غزال |
دِلم گِرفتہ است يا دِلگيرَم يا شايد هم دِلم گير اَست!
نِميدانَم...
اَصلا هيچ وَقت فَرق بيـטּ ايـטּ ها را نفهميدَم!
فقط ميدانَم دِلم يك جورے ميشَود...
جورے كِہ مثلِ هميشہ نيست!
دِلم كِہ اينطور ميشود، غُصہ هاےِ خودَم كِہ هيچ،
غُصہ ے همہ ے دُنيا ميشَود غُصہ ے مَـטּ!
 
 
 
 
 

 
وقتی زن میگوید :
دلم برایت تنگ شده ! یعنی :
دوستت دارد !
اگر بگوید دوستت دارد ؛
یعنی دلش برایت تنگ خواهد شد ...
جمله ی "دلم برات تنگ شده" ؛
برای زن عمیق تر از تمام اقیانوس ها ست !
فهمیدن زن سخت نیست ...
فقط باید صدای ضربان قلبش را شنید ... !!!
 
 
 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 0:22 | نویسنده : غزال |

انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند
و آن شخص برایش یک غریبه باشد ...
می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند...

تقدیم به تمام دوستان مهربانم

 

کودک میشوم!
دستانی میخواهم که آرامم کنند
مهربانی که به فکر دلتنگی هایم باشد
ولی هیچ کس نمیداند
که به جز تو هیچ نمیخواهم!

دلم برا همتون تنگ شده..........

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 | 23:45 | نویسنده : غزال |

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست.... 

بر درش برگ گلی میکوبم

روی آن با قلمه سبز بهار مینویسم 

"خانه ی دوستی ما اینجاست "

تا که سهراب نپرسد دیگر:

"خانه ی دوست کجاست ؟ "

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 | 23:23 | نویسنده : غزال |
وقتی تو نیستی بهونه گیر میشم، بی خود وبی جهت ازهمه چی ایراد میگیرم، نمی دونم چطوریه ولی انگاری همه دلشون میخواد هرجور شده حال منو بگیرن، 

وقتی تونیستی حتی لباسامم یه جوری میشن باهام لج میکنن انگاری مال من نیستن وقتی تنم میکنم زشتن بهم نمیان،

وقتی تو نیستی انقده عصابم بهم میربزه که دلم میخواد آینه رو بشکنم اصن ازهمه دلم میگیره انگاری همشون با من مشکل دارن

ولی وقتی میدونم قراره بیای حالم عوض میشه،دنیا قشنگ تر میشه

خورشید مهربون تر میتابه،

آدمای دوروبرم نگاهشون قشنگ تر میشه

آینه شفاف تر از همیشه میشه وزندگی بهم لبخند میزنه

ومن انگار دارم روی ابرا راه میرم سبکبال تر از هر پرنده ای......

 راستی

برات یه طومار نوشتم که تموم گله هامو برات بگم تا بدونی وقتی نیستی چی بهم میگذره 

که دیگه هیچ وقت تنهام نذاری......                        

حالازمان اومدنت  رسیده ومن چقدخوشحالم، خوشحال نه، چیزی فراتر از خوشحالی،

برات کلی حرف آماده کرده بودم تا وقتی میای بهت بگم ولی انگار حتی واژه ها هم  در مقابلت حرفی واسه گفتن ندارن...

میخوام بهت بگم چرا انقده دیر اومدی مخوام ازت گله کنم ، میخوام بهت بگم که وقتی نبودی چقده بهم سخت گذشته ولی تومانع میشی

تودستاتو باز میکنی ومن بین بازوان نیرومند توجامیگیرمو تموم دلتنگیای من تموم میشه

واین یعنی پایان تموم لحظه های بی تو بودن... 

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 | 1:37 | نویسنده : غزال |

"سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی 

آره بازم منم همون دیوونه ی همیشگی"

سلام دوست گلم حالت چطوره؟خسته نشدی که؟شاید خسته نباشی ولی انگاری دلت گرفتس!

انگاری دل مهربونتو غم گرفته، شاید دلیلی هم واسه این دل گرفتگیت نباشه،

دل کم توقعت گرفته کسی هم نیس که بهت توجه کنه وبگه:" نیگا من کن؟؟؟ الهی من قربونت بشم 

پاشو لباستوبپوش بریم بیرون "

وتو هم بدون هیچ حرفی اماده شی

توماشین بشینیو به جاده نگا کنی، بعد اونم تورو به آروم ترین جای شهر ببره

ازماشین پیاده شه،بیاد درو برات بازکنه،دستتوبگیره وباخودش ببره کنار جوی آب اونجا کنارت بشینه بغلت کنه وتو فقط نیگاش کنی

اونم انقد قربون صدقت بره ونازت کنه تا بالاخره لبخند زندگی بخشت رولبای قشنگت خونه کنه

آره،چقدلذت بخشه وقتی یکی اینجوری کنارت باشه وتورو بفهمه

اینجوری دیگه هروقت بی خودو بی جهت دلت گرفتس پشتت به یه کوه پهنه

ته دلت آرومه چون میدونی هس

حالا هر وقت بهش فک میکنی یه لبخدی رو لبات میشه

دوست دارم خدا برا هممون ازین لبخندا بخواد

 



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 | 0:4 | نویسنده : غزال |

رسم ” خوب ” ها همین است
حرف آمدنشان شادت می کند
و حرف رفتنشان با دلت چنان می کند
که هنوز نرفته،
دلتنگشان می شوی . . .

جــناق میشکستیم میگفتیم:
یادم تــــو را فرامــــوش…
ولی امـــــــروز،
تمام استخوانهـــــایم شکسته است
باز هم تو را فراموش نکرده ام

تمام حجم خیالم از تو لبریز است

دنیای خیالم کوچک نیست ، تو بی نهایت عزیزی . . .

اشکی که بی دلیل بیاید ،

اشک دلتنگی نیست ، اشک بی کسی است !

 

چای هایت را تلخ نخور! کمی نگاهم کن…

تمام قند های دلم را برایت آب می کنم


 

سربه هوانیستم

اماهمیشه چشم به آسمان دارم

حس عجیبی است دیدن همان آسمانی که

شاید توچند لحظه پیش به آن خیره شده باشی...
   

 

میدونی محبت یعنی چی ؟

م : من
ح : حالا
ب : به یاد
ت : توام

    

 

 



تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 23:41 | نویسنده : غزال |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

كد موس


تصاویر زیباسازی